گروههاي غير اصولي

آنچه ليدر ها بايد بخوانند و بايد بدانند

برای افزایش اعتبار کاری خود و کمپانی ، از فعاليت در گروههای غير اصولی  بپرهيزيد

متاسفانه به محض اين‌که اندکي دولت در قبال نت ورك، کوتاه مي‌آيد؛ شاهد  رشد دست‌هاي غيراصولي مي‌شويم که اين موضوع اصلا خوش‌آيند نيست. گسترش دست‌هاي غير اصولي از هر لحاظ «مضر» است. اصولا هر کاري، استراتژي‌هاي خاص خودش دارد و چنان‌چه رعايت نشوند؛ نه تنها موفقيت‌آميز نيستند؛ بلکه مي‌توانند براي ديگران نيز مضر و خطرناک شوند. اینجا ۹ مشخصه از مشخصات دست‌هاي غير اصولي را خدمتتان عرض می کنم. هر دستي که يک يا چند مشخصه‌ي زير را داشته باشد قطعا غير اصولي است و مراقب باشيد تا به دام آن‌ها گرفتار نشويد دوستان اگر مشخصات بيشتري خاطرشان هست لطفا به ما هم بفرمايند :

1-کسي که شما را دعوت مي‌کند؛ از آشنايان شما نباشد: مطمئنا کساني در اين سيستم موفق مي‌شوند که با افراد تحت نفوذشان(مثل خانواده و دوستان نزديک يا صميمي) کار کنند. البته اگر کسي به اين کار ايمان نداشته باشد؛ قطعا ترجيح مي‌دهد که غريبه‌ها را واردش نمايد. در يک دست اصولي، بالاسري باور دارد و مطمئن است که اين يک سيستم سودده مي‌باشد؛ و چون مي‌خواهد خودش به سود برسد و دو نفر از عزيزانش نيز به سود برسد؛ هرگز سراغ غريبه‌ها نمي‌رود.  مگر اینکه شما را هم از دوستان نزدیک و صمیمی خود بداند.

2-دعوت کننده، خودش شخصا طرح را برايتان توضيح دهد: از آن‌جا که در يک دست   اصولي، افراد ازسمت بالاسري‌ها حمايت کامل مي‌شوند لذا اشخاص تازه وارد، هرگز خودشان شخصا کار معرفي را انجام نمي‌دهند و اين را بر عهده‌ي بالاسري‌هاي باتجربه‌تر مي‌گذارند و افراد بالاسري، از آن‌جا که سود زيرمجموعه‌هايشان تضميني بر سود خودشان است؛ لذا با کمال ميل و بدون منت اين کار را براي زيرمجموعه‌ها انجام مي‌دهند .

3-دعوت کننده از روش‌هاي سنتي مثل بيلبرد، آگهي، اينترنت، وبلاگ و ... براي تبليغات و جذب افراد جديد استفاده نمايد: تبليغات سنتي در سيستم نت‌ورک مارکتينگ منسوخ شده است. اگر تبليغات در اين کار موثرتر بود؛ خود   کمپاني اين کار را انجام مي‌داد. لذا دست‌هاي اصولي هرگز از تبليغات سنتي استفاده نمي‌کنند و نيازي به آن ندارند .

4-مراسم معرفي کار به صورت گروهي(البته در ايران) برگزار شود: بيش از پنجاه سال تجربه در کار نت‌ورک مارکتينگ مي‌گويد جلساتي که افراد به صورت تکي دعوت مي‌شوند به مراتب نسبت به جلسات گروهي، موثرتر است. در دست‌هاي غير اصولي از آن‌جا که آموزشي در کار نيست؛ کارشان بر اساس تمرکز است؛ لذا تعداد کمي هستند که از مهارت در معرفي (پرزنتيشن) برخوردارند و هميشه از اين لحاظ در مضيقه قرار دارند و جهت صرفه‌جويي در وقت (از روي اجبار و يا عدم توجيه!) جلسات پرزنت گروهي برگزار مي‌شود. اما در دست‌هاي اصولي چون که کار بر اساس تکثير است لذا آموزش‌ها از مهم‌ترين فاکتورهاي موفقيت در اين دست‌ها محسوب مي‌شوند.

 افراد سعي مي‌کنند که روش معرفي کار را بياموزند و به زير مجموعه‌هاي خودشان آموزش بدهند و به طور متوسط از هر 5 نفر اعضاء، يک پرزنتر (کسي که توانايي معرفي کار به طور کامل و اصولي را دارد) وجود دارد. چنان‌چه پرزنتر را سرشاخه فرض کنيم، دو نفر زير دستش و زير دست هر کدام از آن دو نفر، چهار نفر در انتها قرار مي‌گيرد که بايد هر کدام دو نفر را به زيرمجموعه‌ي خودشان وارد کنند. پس پرزنتر با صرف کم‌تر از چهار ساعت  در روز مي‌تواند براي هرکدامشان هفته‌اي چهار پرزنت، برگزار نمايد. لذا در دست‌هاي اصولي نيازي به برگزاري جلسات پرزنت گروهي حس نمي‌شود. البته ممکن است عده‌اي اشکال کنند که «چرا در خارج از ايران جلسات پرزنت گروهي توسط خود کمپاني برگزار مي‌شود؟» پاسخ اين است که خود کمپاني نيز معتقد است که جلسات غيرگروهي موثرترند و البته در شرايطي پرزنت‌هاي گروهي نيز امکان‌پذير  است اما آن‌چه که تجربه در ايران نشان داده؛ پرزنت‌هاي گروهي «فعلا» در «ايران» کارايي ندارند و دست‌هاي اصولي اين موضوع را مي‌دانند و خوب رعايت مي‌کنند .

5-معرفي در اماکن گران‌قيمت مانند هتل‌هاي چند ستاره‌اي انجام شود: افرادي که در دست‌هاي اصولي آموزش مي‌بينند مي‌دانند که بايد کار را به ساده‌ترين وجه ممکن انجام داد. براي معرفي به راحتي مي‌توانند از محل زندگي خودشان يا محل زندگي دوستانشان يا يک کافي‌شاپ معمولي استفاده کنند. اينکار باعث مي‌شود که شخص دعوت شده، با خيالي راحت بگويد که من هم مي‌توانم اين کار را انجام دهم و من هم مي‌توانم با داشتن يک جلد کاتالوگ، و با يک قلم و کاغذ در خانه‌ي خودم يا خانه‌ي دوستم، يا در يک کافي‌شاپ معمولي، براي كمپاني مشتري پيدا كنم تا محصول بخرند و براي خودم درآمدزايي داشته باشم

6-به شما بگويند که يک کار بسيار راحتي است که ظرف مدت کوتاهي پولدار مي‌شويد: نت‌ورک مارکتينگ آموزش‌هاي ساده‌اي دارد که لزوما نيازي به استعدادهاي خاص يا تحصيلاتي بالا ندارد. اما در عين حال کار راحت و بي‌دردسري هم نيست و لازم است که وقت و انرژي روي آن گذاشته شود. کساني که در اين کار، وقت و انرژي نگذارد؛ پس از ورود به سيستم سود چنداني  نخواهند کرد. در اين سيستم حداقل بايد به مدت يک‌سال زحمت کشيد تا پولدار شد. اين سيستم راه سريعي براي پو‌دار شدن نيست؛ بلکه راهي مطمئن است. کساني که اين موضوع را نمي‌دانند؛ لذا از لحاظ آموزشي ضعيف هستند و اگر  مي‌دانند اما عمل نمي‌کنند؛ پس اصل صداقت را زير پا گذاشته‌اند و ورود به دست ايشان اصلا توصيه نمي‌شود .

7-به شما بگويند که يک محصول بخر و پولدار بشو. پول از تو و کار از ما: راز موفقيت در اين سيستم اين است که هر کس  حداقل دو مشتري بياورد. (نه بيشتر!) يعني زماني که شما دو مشتريتان را از ميان بهترين دوستان يا خويشاوندانتان وارد نموديد؛ سپس موظفيد که به ايشان کمک کنيد و آموزش‌هاي لازم را بدهيد تا ايشان هم مثل شما بتوانند دو مشتري از به‌ترين  دوستان و خويشاوندانشان را بياورد. شما پله به پله تمام آموزش‌هايي که از بالاسري‌تان مي‌گيريد را به اين دو نفر منتقل مي‌کنيد و ايشان نيز همين کار را با دو نفرهايشان مي‌کنند. شما تا مي‌توانيد دو نفرتان را در اين کار حمايت مي‌کنيد.

همان‌طوري که بالاسريتان از شما حمايت کرد. و پس از مدتي مي‌بينيد که يک مجموعه‌ي چندهزار نفري داريد و هفته‌اي پانصد تا يك ميليون و نيم هزار تومان پاداش دريافت مي‌کنيد. کامپيوتري که پاداش هاي هفتگي شما را محاسبه و به حساب شما واريز مي‌کند؛ برايش فرقي ندارد که مشتريان جديد را خودتان آورده باشيد يا اينکه آن‌ها را اعضاي زيرمجموعه‌تان آورده باشند. پس نيازي نيست که شما مرتب دنبال افراد جديد بگرديد(نبايد اين کار را بکنيد!) در مجموعه‌هاي اصولي افراد، انرژي و پتانسيل خود را صرف دو نفرهاي خودشان مي‌کنند و ايشان را حمايت مي‌کنند تا دو مشتريشان  را معرفی کنند. اين کار کمي صبر و حوصله و ميزان معقولي وقت و انرژي مي‌خواهد اما مطمئن خواهيد بود که شما به جاي دريافت سودي کم و مقطعي، سال‌هاي سال پاداش هاي عالي دريافت  مي‌کنيد. پس هرگز در دست‌هاي اصولي، به شما اين را نخواهند گفت که «فقط يک محصول بخر و پولدار بشو ... پول از شما و کار از ما ! »

8-به شما بگويند بيا و تا مي‌تواني مشتري جديد را به زير مجموعه‌ات معرفي کن تا پاداش بيش‌تري بگيري: همان‌طور که در مورد قبلي توضيح دادم در يک دست اصولي، هرگز بالاسري به طور معمول دنبال مشتري جديد براي زيرمجموعه‌ي شما نمي‌گردد بلکه از شما حمايت مي‌کند تا بتوانيد دو مشتري  از دوستان صميمي يا خويشاوندانتان را وارد اين مجموعه کنيد لذا شما هم نبايد هر روز دنبال مشتري جديد باشيد. بلکه فقط دو نفر! و با همان دو نفر و حمايت از آن دو نفر و آموزش دو نفر، موفق خواهيد شد. و اين(محدوديت نفر گرفتن) اولين استراتژي است .

9-از پک آموزشي خبري نباشد: در دست‌هاي اصولي، شخص تازه‌وارد توسط بالاسري‌ها آموزش مي‌بيند و يک بسته‌ي آموزشي در همان ابتداي ورود یا بتدریج دريافت مي‌کنند که معمولا شامل جزوه ي معرفي محصولات كمپاني و پكيج هاي آن است، جزوه ي طرز خريد و استفاده از سايت ،  ايميل سازي و شناخت سايت هاي خبري شركت و اگر معرف نسبت به اين‌ها اظهار  بي‌اطلاعي نمود پس دستش غير اصولي است. اين کار يک سري استراتژي‌هايي دارد که با تجارت‌هاي سنتي تفاوت زيادي دارد. البته آموزش استراتژي‌هاي اين کار نسبت به استراتژي تجارت‌هاي سنتي بسيار ساده‌تر است. اين تجارت يک سري آموزش‌هاي مقدماتي و تکميلي دارد. به عنوان مثال در آموزش‌هاي مقدماتي شما ياد مي‌گيرد که :

- اهدافتان از ورود به اين سيستم را طبقه‌بندي نماييد.

- از ميان تمام دوستان، اقوام و خويشاوندان کدام دو نفر را در اولويت قرار   بدهيد که با يک معرفي درست و پيگيري اصولي وارد مجموعه بشوند.

- چطور بتوانيد آن دو نفر را تک به تک، به جلسه‌ي معرفي محصولات كمپاني(معرفي) بياوريد .

- پس از پرزنت چطور بتوانيد به آبجکشن‌ها(ايرادات) ايشان پاسخ بدهيد و ديد ايشان را که به خاطر جو منفي جامعه، منفي شده است؛ مثبت کنيد.

- نکاتي ساده و در عين حال مهمي در زمينه‌ي روان‌شناسي ياد مي‌گيريد .

- اگر دوستتان تصميم به خريد محصول گرفت چطور بتوانيد با بررسي اهدافش در او  ايجاد تعهد نماييد .

- چطور بتوانيد به دوستتان آموزش بدهيد و از او در گرفتن دو مشتريش حمايت کنيد .

- چطور بتوانيد مجموعه‌ي خود را طوري راه‌بري کنيد که آموزش‌ها اولويتشان را از دست ندهند .