فرمول موفقيت و شکست
فرمول موفقيت و شکست
نميدانيم اگر جيم ران نيز جزو فيلسوفان بزرگي مانند دكارت، هگل، كانت، نيچه، هيوم، افلاطون و سقراط بود، تاريخ چگونه ورق ميخورد. مقالهاي كه در ادامه ميخوانيد يكي از آثار كلاسيك جيم ران و جزو آثار كلاسيك در زمينهي موفقيت است. يكي از آن پندهاي خردمندانه (جيم ران استاد پندهاي بزرگ است) كه بايد تا آخر عمر، ماهي حداقل يكبار آنرا بخوانيد تا شخصيت بهتر و بزرگتري پيدا كنيد. اين فرمول هميشه كاربرد دارد؛ چه به نفع يا به ضرر شما. به قول جيم ران، حق انتخاب با شماست.
شكست، يك مصيبت ناگهاني نيست. ما يك شبه شكست نميخوريم. شكست نتيجهي محتوم مجموعهاي از تفكرات و انتخابهاي نادرست است. بهعبارت سادهتر شكست، چيزي نيست جز مجموع اندك خطاهايي كه در قضاوتها و تصميمگيريهاي روزانهي خود مكرراً انجام ميدهيم.
حال چرا فردي بايد در داوري خود خطا داشته و آنقدر نادان باشد كه هر روز آن خطا را تكرار كند ؟ پاسخ اين است كه او فكر نميكند كه اين موضوع ، اهميتي داشته باشد.
به نظر ما، فعاليتهاي روزمره ظاهراً اهميت چنداني ندارند. ظاهراً يك اشتباه كوچك، يك تصميم بد، هدررفتن يك ساعت ازعمر، اثرفوري و قابل اندازه گيرياي درزندگي ما ندارد. ما غالباً از نتايج اعمال خود فرارميكنيم .
اگر خود را به زحمت نينداخته و در سه ماه گذشته حتي يك كتاب هم نخوانده باشيم ، ظاهراً اين كمبود اثري برزندگي ما نميگذارد. و چون اتفاق مهمي نيفتاده است پس اين خطاي تصميم گيري را براي سه ماه بعد و سه ماه بعد ازآن و به همين ترتيب تكرارميكنيم . ولي چرا ؟
زيرا ظاهراً اهميتي ندارد. و خطر بزرگ در همينجا نهفته است. از كتاب نخواندن بدتر اين است كه حتي متوجه هم نشويم كه كتاب نخواندن چه تأثيرات منفياي دارد.
آنهايي كه زياد غذاهاي ناسالم ميخورند ، در آينده دچار بيماري ميشوند ولي در عين حال در لحظهي خوردن ، لذت ميبرند و به شرايط آيندهي خود اهميتي نميدهند . از نظر آنها مهم نيست. آنهايي كه زياد سيگار مي كشند يا زياد مشروبات الكلي مينوشند ، خطاي تصميم گيري خود را سالها و سالها و سالها تكرار ميكنند... زيرا به نظرشان مهم نيست. ولي ندامت و پشيماني اين تصميم گيريهاي خطا هميشه در آينده بروز ميكند. به ندرت پيش مي آيد كه نتايج ، بلافاصله خود را نشان دهند ؛ در عوض روي هم انباشته ميشوند تا اينكه بالاخره روز حساب از راه مي رسد و در آن روز است كه بايد تاوان تصميمات خطا را پرداخت. همان تصميماتي كه روزگاري به نظر مهم نميآمدند.
خطرناك ترين خصلت شكست ، موذيگري و ظرافت آن است. ظاهراً اين خطاها در زمان كوتاه، تغييري ايجاد نمي كنند. به نظر نمي رسد كه داريم شكست ميخوريم. درواقع گاهي انباشت تصميمهاي خطا، در دوران شادي و وفور نعمت در زندگي ما رخ ميدهند. چون اتفاق وحشتناكي براي ما نيفتاده است، چون پيامدهاي فوري اي نظر ما را به خود جلب نميكنند، روزها را يكي پس از ديگري از سر ميگذرانيم و خطاهاي خود را تكرار مي كنيم، نادرست مي انديشيم، به اصوات نامناسب گوش ميدهيم و انتخابهاي نادرست انجام ميدهيم. «آسمان ديروز بر سر ما خراب نشد، پس اين عمل، خطري ندارد. چون پيامدهاي قابل اندازه گيري اتفاق نيفتاده است، پس احتمالاً تكرار آن اعمال، خطري در پي ندارد.»
اگر همان روز اول كه تصميم اشتباهي ميگيريم، آسمان بر سرمان خراب شود، بيشك تصميماتي اتخاذ ميكنيم كه خطايمان تكرار نشود. مانند كودكي كه با وجود فريادهاي اخطار والدين خود، دستش را به اجاق نزديك ميكند و ميسوزد ما نيز بايد پيامدي فوري را تجربه كنيم تا تصميم خطاي خود را تكرار ننماييم.
متأسفانه شكست، برخلاف والدين ما، فرياد اخطار نميدهد. به همين دليل است كه بايد حكمت و فلسفهي خود را بهينه كنيم تا تصميمات بهتري بگيريم.
با داشتن فلسفه و حكمتي قوي كه گامهاي ما را راهنمايي ميكند، از تصميمهاي نادرست خود بيشتر آگاه ميشويم و ميفهميم كه هر خطايي در زندگي ما مؤثر است و بايد به آن اهميت دهيم.
و اما خبر خوشي دارم. مانند فرمول شكست، فرمولي هم براي موفقيت وجود دارد كه تبعيت از آن ساده است: انجام روزان هي چند دستورالعمل ساده.
در اينجا سوالي مطرح ميشود كه ارزش انديشيدن دارد. چگونه خطاهاي خود را در فرمول شكست به دستورالعملهاي مورد نياز در فرمول موفقيت تبديل كنيم؟ پاسخ در اين است كه آينده را به بخش مهمي از حكمت امروز خود تبديل كنيم.
موفقيت و شكست هر دو عواقبي دارند، مانند پاداشهاي محتوم يا ندامتهاي گريزناپذيرِ حاصل از فعاليتهاي گذشته. اگر چنين است پس چرا مردم درباره ي آينده ي خود نميانديشند و تأمل نميكنند؟ پاسخ اين سوال، ساده است: آنها در زمان حال گير افتاده اند و آينده برايشان اهميتي ندارد. مشكلات و پاداشهاي امروز براي برخي از انسانها آنقدر جذاب است كه حتي لحظه اي را به تفكر درباره ي آينده اختصاص نمي دهند.
ولي چه ميشد اگر دستورالعمل جديدي ايجاد مي كرديم و روزي چند لحظه به آينده و پايان راه، نظري ميانداختيم؟ در اين صورت مي توانستيم نتايج رفتارهاي امروز خود را پيش بيني كنيم. ما با مسلح شدن به اطلاعات ارزشمند ميتوانيم عمل لازم را انجام دهيم تا خطاهاي خود را به دستورالعملهايي كه به موفقيت منجر ميشوند بدل نماييم. بهعبارت ديگر بايد خود را ملزم به رعايت دستورالعملهايي بكنيم كه باعث شود آينده را ببينيم و با اين كار بتوانيم طرز تفكر خود را تغيير دهيم، خطاهاي خود را اصلاح نموده و عادتهاي جديدي در خود ايجاد و جايگزين عادتهاي غلط گذشته كنيم.
يكي از جنبههاي مهيج فرمول موفقيت -انجام هر روزهي چند دستوالعمل ساده- اين است كه نتايج مثبت آنها تقريباً بلافاصله بروز ميكنند.
همزمان كه خطاهاي روزانه را به دستورالعملهاي روزانه موفقيت بدل ميكنيم، نتايجي مثبت را در زمان بسيار كوتاه تجربه خواهيم كرد. وقتي كه رژيم غذايي خود را تغيير ميدهيم، ميزان تندرستي و سلامت ما در طي فقط چند هفته بهبود مييابد. زماني كه شروع به ورزش ميكنيم، تقريباً بلافاصله احساس شادابي و نشاط به ما دست ميدهد. وقتي كه شروع به خواندن مطالب مفيد ميكنيم، رشد آگاهي و سطح جديدي از اعتماد به نفس را تجربه مينماييم. هر دستورالعملي كه روزانه انجام دهيم، نتايج هيجانبرانگيزي خواهد داشت كه باعث ميشود انضباط و دستورالعملهاي جديدتري براي خود ايجاد كنيم.
جادوي دستورالعملهاي جديد اين است كه باعث ميشوند طرز تفكر خود را بهبود ببخشيم.
اگر امروز شروع به خواندن كتاب كنيم، رويدادهاي روزانهي خود را بنويسيم، در كلاسهاي آموزشي شركت كنيم، بيشتر گوش دهيم و ببينيم، ميتوان به جرأت گفت كه امروز، اولين روز زندگي نوين ماست كه به آيندهاي بهتر ميانجامد.
اگر همين امروز دست به كار شويم و سختتر بكوشيم و به هر روشي، تلاش آگاهانه و مداوم براي تبديل خطاهاي كوچك و مرگبار به دستورالعملهاي سازنده و پرفايده داشته باشيم ديگر هرگز به فقط زنده بودن بسنده نخواهيم كرد زيرا مزهي شيرين اصل زندگي را چشيدهايم.
جيم ران (Jim Rohn) را «نخستين فيلسوف تجارت آمريكا» ميدانند. او سي و نه سال است كه به انجام فعاليتها و برگزاري سمينارهايي ميپردازد كه زندگي انسانها را تغيير ميدهند... او بيش از 6000 شركتكننده و چهار ميليون مخاطب در سراسر جهان دارد. جيم ران در سال 1985 برندهي جايزهي انجمن سخنرانان آمريكا شد. آثار او شامل كتاب، نوارهاي صوتي و تصويري به بيش از هفده اثر ميرسد.