سیستم چسیت؟
سیستم چسیت؟
*سيستم در كارهاي رايجِ اطرافِ ما
* سيستم در نتورك ماركتينگ
ميخواهم صحبتم را درباره يك سري از مسائلي كه همه ما در طول ساليان زندگيمان با آنها درگير بوديم و هستيم، شروع كنم.
ابتدا، ميخواهم از بين شما، دو نفر از كساني كه در سازمانهاي بزرگ مانند بانكها، كارخانهها و ... كار ميكنند بگويند مراحل ورود به آن اداره و سازمان، انجام كارهاي روزمره و پيشرفت در آن چطور انجام شده است؟
نفر اول: همه كارها (از ورود به سازمان تا ارتقا در آن) با استفاده از پارتي انجام ميگيرد!n ya es
نفر دوم: در ابتدا گزينش انجام ميگيرد، بعد آموزش اوليه، شروع كار و آموزش ضمن كار. همچنين محدوديتهاي زيادي در مورد چارچوب كار وجود دارد.
نتيجهاي كه ميخواستيم از اين پرسش بگيريم، اين بود كه براي ساخت و اداره سازمانهاي بزرگ و موفق، بايد فرايندي طي شود كه به طور خلاصه آن را سيستم ميناميم. اين فرايند از فكر اوليه تاسيس يك تجارت و چگونگي در ميان گذاشتن آن با ديگران، چگونگي تامين منابع مالي و انساني، يافتن شركاي مناسب، راهاندازي كار، آموزش افراد، چگونگي تقسيم وظايف و كنترل آن تا ارتقاي بهرهوري و مديريت سيستم و ... را در بر ميگيرد. انجام تمام اين كارها، از عهده يك فرد به تنهايي خارج بوده و نياز به يك كار گروهي (استفاده از اهرم) دارد. تجربه نشان داده كار گروهي غير مدون و بدون هماهنگي، راندمان را به شدت كاهش داده و نتيجه عكس دارد.
به طور مثال مدير يك بانكِ بزرگ نميتواند تمام كاركنان شعبههاي مختلف خود را زير نظر بگيرد، آموزش دهد و يا كنترل و راهنمايي كند. هر روز افراد مختلفي به جمع مجموعه بانك اضافه ميشوند. براي سامان دادن به اين اوضاع، نياز به ساز و كاري است كه در آن وظيفه و تعهدات هر فرد (كارمندان، مديران، مشتريان) مشخص بوده و همچنين فرايندي كه هر فرد بعد از ورود به سازمان طي ميكند تا در هر موقعيت شغلي قرار گيرد روشن باشد. در واقع يك سيستم وجود داشته باشد. به اين ترتيب، كاملا مشخص خواهد بود فردي كه به تازگي ميخواهد به عنوان كارمند استخدام شود، چه مشخصاتي بايد داشته باشد، چه مقدار و چطور بايد آموزش ببيند، با شروع به كار و مراجعه مشتريان به او، هريك از فعاليتهاي خود شامل دريافت و پرداخت، وصول چك و ... را به چه ترتيبي و با استفاده از چه مداركي بايد انجام دهد. اگر اين فرد طبق ظوابطي كه قبلا در در سيستم تدوين شده، امتياز كافي براي ارتقا دريافت كرد، با گذراندن چه آموزشهايي ميتواند به ردهي بالاتر شغلي برسد. وظايفش در آن رده چيست و ...
همين موضوع را ميتوان در شركتها و كارخانهها و فروشگاههاي بزرگ نيز دنبال نمود. زمان خريد منابع اوليه و اجناس، نحوه پرداختها، ريزِ فعاليتهاي روزانه هر شخص، مراحل و ترتيب انجام كارها در هر پروژه و ... سيستم در اين سازمانها در عاليترين صورتِ خود به شكل استانداردهاي جهاني تحت نام ايزو در ميآيد كه در آن، كليه فرايندهايي كه بايد انجام گردد تا طي آنها يك داده اوليه (سفارش خدمات، سفارش محصول، درخواست يادگيري شنا) به محصول نهايي (خدمات، محصول توليد شده، يك شناگر خبره) تبديل شود، با جزييات كامل ذكر شده و مستند ميگردد.
*سيستم در نتورك ماركتينگ
همانطوري كه دوست عزيزم گفت در هر كاري كه بصورت حرفهاي انجام ميشه يك روند دقيق وجود داره كه هماهنگ بودن با آن سيستم ملاك ارزشگذاري هر فرد است و تواناييهاي فردي اگر در راستاي اين روند باشد، مثبت است و در غير اينصورت امتيازي منفي براي آن شخص محسوب ميگردد. مثلا اگر ميخواهيد در بانكي استخدام شويد و در هنگام مصاحبه از تواناييهاي خود در ورزشهاي رزمي كه بصورت كاملا حرفهاي است، صحبت كنيد و دوتا حركت فيزيكي هم زميمه صحبتهاي خود كنيد، استخدام نخواهيد شد اما اگر همين كار را در باشگاههاي مربوطه انجام دهيد، به عنوان استاد استخدام خواهد شد. توانايي مشترك است اما چون در بانك جزو روند و منطبق بر هدف نيست عامل شكست و در ورزشگاه به دليل كاملا عكس عامل موفقيت ميباشد. اين روند را سيستم مينامند.
امروز ميخواهيم روي مطالبي كه براي ساختن يك مجموعه عظيم نياز است تمركز كنيم.
اجازه بدين راجع به اجزاي مهم صحبت كنيم. در اين مرحله آموزشي هفت نكته وجود دارد كه اگر از آنها استفاده كنيم شاهد رشد عظيمي در مجموعه خواهيم بود.
1- نحوه ارتباط اوليه با فردي كه ميخواهيد مشاورهاش كنيد. (پرسيدن چند سوال احتمالي)
2- سرمايه گذاران احتمالي و مراحل پاسخ به پرسشهايشان آنها. (چگونه از يك مشاوره به مرحلهي پيگيري بريم، مثل دادن كاتالوگ و قرار گذاشتن براي گرفتن آن.)
3- ملاقات دوستانه يا هر روش ديگري براي قرار گذاشتن با فرد مورد نظر و پيگيري آن.
4- يك آموزش مقدماتي براي سرمايه گذاران جديد، (جلسه توجيهي).
5- برنامهريزي مداوم جهت جذب نفرات.
6- تقويم آموزشي مدون. (داشتن 52 جلسه هفتگي در سال با موضوع مشخص كه روند كاري شما رو براي يك سال تعيين ميكند.)
7- داشتن مشاوره استاندارد.چطور قراردادها رو بيان كنيم، چطور تجارت رو معرفي كنيم؟ چطور حمايتهاي كمپاني رو تعريف كنيم؟ و چطور همهي مواردي رو كه براي اخذ تصميم نهايي و ايجاد اين ديدگاه در فرد از اين جهت كه براي او به عنوان يك سرمايهگذار، يك توزيع كننده، و يا به عنوان فردي كه قرار است سازندهي اين تجارت باشند توضيح بدهيم
جالبترين و مهمترين نكتهاي كه قراراست ياد بگيريم اينه كه چطور از ليدرهاتون براي ساختن مجموعه تون كمك بگيريد.
يعني قالب تمام مشاورهها در تمام ليدرهاتون و در تمام مجموعهتون به يك شكل منسجم و يكدست عنوان بشه تا درسطحهاي پائينترتان شاهد طي همين روند براي آنها باشيم. منظور اينست كه كاري كه لول چهل ونهم مجموعه شما براي لول پنجاهمتان كه تازه وارد اين تجارت شده اند، انجام ميدهد همان كارهايي باشد كه شما براي زيرمجموعههاي خود در هنگام ورودشان انجام دادهايد.
فراموش نكنيد مهمترين سوالي كه بايد از خودتون بپرسيد اين نيست كه آيا اين تجارت جواب ميده يا نه؟ مهمترين سوال براي شما اين است كه آيا من قابليت تكثير اين روند را دارم يا نه. ما ميتونيم در بازيهاي المپيك آگهي تبليغاتي و چهار ميليون دلار خرج كنيم و يك شبكه بيست سي هزار نفري رو به مجموعه توزيعكننده هامون اضافه كنيم. ولي چطور اين بيست سي هزار نفر ميخواهند اين تجارت رو دنبال كنند. اين افراد ميخواهند مدل رفتار كسي رو كه اونها رو وارد اين تجارت كرده دنبال كنند. و البته كه 4/1 ميليون دلار واسه تبليغات در يك مسابقه فوتبال ندارند. و امكانات و يا هيچ چيز لازم رو حتي براي حمايت از افراد جديد ندارند.
شما نظرات جديد براي اداره بهتر سيستم به نظرتان ميرسد و افراد جديدي را هم كه با شما كار ميكنند هم چيزهايي به ذهنشان ميرسد. و خودتان را در مقابل خلاقيتها و نوآوريهاي جديدي ميبينيد كه خيليهاشون قابل اجراهستند و عملي ميشوند. اما قابل بسط و تكثير نيستند. پس سوال مهم و اساسي ما اين نيست كه آيا اين كار عملي هست يا نه، سوال اصلي ما اينه كه آيا قابل تكثير يا همانند سازي براي همه رو داره يا نه؟
ليدر عزيزم كه من با استفاده از روشي كه اون بهم معرفي كرد و سيستمي كه اون ياد گرفتم تونستم توي اين تجارت موفق بشم و درآمد زيادي داشته باشم. راجع به روندي با شما صحبت خواهد كرد كه با اجراي دقيق آن در شركتمان ميتوانيم به اهدافمان برسيم و درآمدي مافوق تصورمان داشته باشيم.