رسوبات ذهنی

«زین خرد جاهل همی باید شدن»

سلام دوستان،حتما تا بحال شده با خودتون به این نتیجه برسید که درگیر یکسری از رسوبات ذهنی شده اید که باعث شده یقین و انرژی شما به شدت کم بشه!این اتفاق برای من خیلی زیاد پیش میاد و علتش هم فقط یک چیزه:«به جای اینکه با خودمون صحبت بکنیم ، به خودمون گوش میدیم!»من یادمه زمانی که کوچک بودم دوست داشتم فضانورد بشم و یادمه که همیشه به این فکر بودم که من پولدار خواهم شد و یک ماشین خفن و یک خونه بزرگ خواهم داشت. خیلی جالبه، یکبار داشتم به اولین لیست اهداف خودم، زمانی که تازه وارد شده بودم، نگاه می کردم. شاید باورتون نشه، اما شاید الان که نگاه می کنم، نزدیک %90 از اونها رو تیک زده باشم.

 

میدونید چرا این اتفاق میفته؟! به نظر من علتش اینه که ما اون موقع هیچ محدودیت ذهنی در مورد رشد کردن توی این سیستم نداریم و همه چیز رو در دسترس می بینیم. یک نگاه به ورودی های جدید مجموعمون بندازیم. همتون می دونید که در اولین جلسه هفتگی از همه ورودی جدید ها سوال میشه که: "فکر میکنی چقدر در میاری؟!" خیلی جالبه، خیلی از مواقع میبینیم که اعداد و ارقامی گفته میشه که تا بحال کسی در ایران نتونسته از نتورک مارکتینگ بهش برسه! خوب این خیلی قشنگه و البته وظیفه ما هم اینه که بتونیم با ایجاد یک دید درست، افراد مجموعمون رو در مسیر صحیح بکشونیم.اما متأسفانه خیلی از مواقع دیده میشه که با گذر زمان افراد مجموعه درگیر یکسری از واقعیتهای بی ارزش و یا همون "منطقی فکر کردن" میشن که به نظر من واقعا آفت فکر اونها و کلا مجموعه میشه!

 

به نظر من این یکی از مهمترین مباحث در لیدرشیپه:«درسته که تمام اصول و پایه های این سیستم بر روی چارچوب منطق بنا شده و این سیستم کاملا منطقیه، اما اینو مطمئن باشید که در این سیستم فقط و فقط افرادی رشد می کنند که بی منطق باشن و هیچ محدودیتی رو در ذهن خودشون نداشته باشن!»پس اگر دچار این ذهنیت شدید به شما پیشنهاد می کنم که به فکر تولدی دوباره باشید، برگردید به روزهای اول وارد شدنتون به نتورک، روزهایی که به این فکر می کردید که به همراه تیمتون باید همه دنیا رو فتح کنید، باید خیلی چیزها رو به خودتون و بقیه اثبات کنید، باید سقف بزنید، باید رشد کنید و پیروز بشید. و بایدهای بسیار زیادی که شاید متأسفانه به خاطر گذر زمان از یادتون رفته و غبار زمان باعث شده که مثل خیلی از پیرزنها (و البته شاید هم پیرمردها) فقط به این فکر کنید که چقدر از عمر شما (منظور عمر نتورکی شماست!) گذشته و روز به روز هم داره زیاد میشه و از دست شما هم کاری بر نمیاد!!!

دانش واقعی نه با فراگیری اطلاعات بیشتر،

که با فراموشی دانسته های گذشته ایجاد میشود.

مولوی بزرگ می گوید:

زین خرد جاهل      همی باید شدن

و این معنای تولد دوباره است. هنگام تولد ما هیچ اندیشه ای نسبت به هیچ چیز نداریم. یکبار دیگه باید متولد بشیم و خلاقیت و خودمون و زندگیمون رو بسازیم. چرا که مطمئن باشید زندگی کردن بر اساس دانسته های عمدتا غلط و عاریه گرفته شده از گذشته، چیزی جز مرگ تدریجی نیست!

خوشبختی درونی است نه بیرونی، از این رو

به آنچه هستیم بستگی دارد، نه به آنچه داریم.

هنری ون دیک