ترس از معرفی کار
ترس از معرفی کار
من در طی این هفته توی یکی از مجموعه هام بودم و از نزدیک با اعضای تیمم در مورد مشکلاتشون صحبت می کردم. چند نکته عجیب و غریب وجود داشت که درد مشترک یا بهتر بگم، آفت کلی مجموعه شده بود:
یکی اینکه بیس پرزنت بچه ها خیلی پایین اومده بود و دوم اینکه لیدرهای مجموعه در یک حالت "چه کنم" و "سردرگمی" قرار گرفته بودن و حتما مشکل بزرگ ، که برای من خیلی جای سوال داشت، مورد دوم بود!
چون می دونیم خیلی از مشکلات رو ما برای مجموعه پیش می آریم! نه مجموعه برای خودش!
من معتقدم اشکال ما از Customer Base های مجموعمون نیست ، از ما بالاسری هاست که اونا اصول کار ما رو فراموش می کنن!
درمورد بیس پرزنت ها با بچه ها صحبت کردم ، آماری که گرفتم این بود که کاستومر بیس های ما در دو ماه اول کارشون که خیلی مهمه فقط 5 تا 6 معرفی رو انجام می دن که خیلی وقت ها پیگیری ها هم درست انجام نمی شه!
وقتی بیشتر بررسی کردم به این نتیجه رسیدم که ما فراموش کردیم که ما Networker هستیم! و یک Networker زمانی موفق می شه پورسانت های خوبی بگیره که حداقل در روز تعداد بسیار زیادی کارت پخش کنه و یا محصول خاص خودش رو به تعداد زیادی از افراد معرفی کنه و اگر این کارو انجام نده نمی تونه انتظار این رو داشته باشه که پورسانت بگیره. چون اصلا زمانی پورسانت می گیره که کار رو معرفی کنه!
بچه ها من وقتی تازه وارد شده بودم و می خواستم دو نفرم رو بگیرم در هفته اول 3 تا پرزنت گذاشتم و 3 پیگیری همزمان انجام می دادم. زمانی بود که در مجموعه من یک نفر، 2 پرزنت در روز برگزار می کرد یکی صبح و یکی دیگه عصر. و ما وظیفه خودمون می دونستیم که 3 پرزنت در هفته داشته باشیم یعنی در ماه اول حداقل کار به 12 نفر معرفی می شد؛ و بیشتر از این پرزنت نمی گذاشتیم که به فالو ها خوب برسیم و ته توی آبجکشنارو در آریم و سعی کنیم فالوهای نتیجه بخش داشته باشیم. و گر نه بیشتر پرزنت میذاشتیم چون معتقد بودیم باید اینقدر " نه" بشنویم تا بالاخره برسیم به کسی که می خواد زندگیشو تغییر بده و این یه فرهنگ بود و قسمتی از اصول دست اصولی ما !!!!!
اما امروز چی شده که این اصل توی تیم ما نرفته پایین ؟! از بالاسری های مجموعه می پرسم که: "اساتید چی شده ؟! "
آیا نگرش تیم قشنگ شما اینه که ورودی از آسمان با زنبیل می آد پایین وقتی که پرزنت نمی ذارید؟!
همه ما می دونیم از هر 10 پرزنت یک نفر وارد می شه ، یادمون رفته؟!!!!
بچه ها وقتی شما توی مجموعتون کار رو به 2 نفر!!! در هفته معرفی می کنین ، ممکنه اون 2 نفر به سیستم وارد نشن، اما اگه به 20 نفر در هفته کار رو معرفی کنید، طبق آمار و جزوه مهراب دو نفر به پیشنهاد کاری شما جواب مثبت می دن و وارد می شن . یادتون بیاد که خود بالاسری ها همه بیس 3 پرزنتشون رو رعایت کردن که امروز مجموعه دارن!
اما من به عنوان بالاسری مجموعم چیکار می تونم بکنم که بچه ها برگردن به اصول گذشته و نتیجه بگیرن؟ واقعیت اینه که خیلی ها کار رو معرفی نمی کنن به این خاطر که اصلا نمی دونن به چه سیستمی وارد شدن، یعنی ما نتونستیم یه چارچوب درست فکری براشون بسازیم!!!
مشکل مجموعه ما نگرشه که بیس پرزنت نداره ، به بچه هامون نتونستیم یک نگرش درست بدیم و اولین دعوتهامون میشه اعتبار یک بالا!
کاستومر بیس، به دلیل عدم شناخت کار اعتبارهاشو سانسور می کنه می یاد سراغ اعتبار های پایینش! و حتی اون رو هم به سختی و با صد تا فشار بالاسری پرزنت می ذاره .
" به جای فشار آوردن نگرش بچه ها رو بسازیم . "
و حتما می دونید برای انجام این کار اول باید نگرش خودمون و درست کنیم !!!!!
اما یه قول به همه بچه ها داده بودم که مطلبی رو در مورد ترس از معرفی کار بنویسم . این گزیده ها رو از کتاب " اولین سال شما در بازار یابی چند سطحی " انتخاب کردم . به جمله جمله اش دقت کنید و در موردش فکر کنید خواهشا" !!!!!!!!!
" اغلب شبکه سازها (Net workers ) می توانند صدها توجیه بیاورند که چرا نمی توانند به سراغ خانواده و دوستان صمیمی خود بروند .( لیست گرم )
ما در طول سال ها همه این بحث ها رو داشتیم و می دانیم که هیچ کدوم اونها واقعی نیستن . برای توزیع کنندگان جدید ضروری است که مرحله لیست گرم خود را نادیده نگیرند.
بگذارید به بررسی تعدادی از این دلایل و بهانه جویی ها بپردازیم و یادتان باشه همه توزیع کنندگان جدید با معرف های خود رو راست نیستند و دلیل واقعی این که چرا تمایلی به کار با لیست گرمشان را ندارند آشکار نمی کنند.
دلایل متعددی برای عدم تمایل آنها جهت تماس با دوستان صمیمی و خانواده شان وجود دارد و زمانی که در مورد این پدیده صحبت می کنیم و هشدار می دهیم ، منظورمان همین مقاومت هاست. زیرا زمانی که اتفاق می افتد می تواند قاتل بسیاری از توزیع کنندگانی باشد که می توانستند بسیار موفق باشند .
اولین دلیل : ضعف در اعتقاد راسخ!
یکی از بهانه های متداول این است : " من تا زمانی که پولی از این کار در نیاوردم نمی خواهم در موردش با دوستانم حرفی بزنم ".
این حالت وضعیتی پیچیده است ، اگر منتظر بمانید تا سطح باورتان بالا برود ممکن است که موقعیت ها را از دست بدهید و اگر بخواهید کار را معرفی کنید باورتان ضعیف است و دوستان شما متوجه خواهند شد . شما باید این نگرانی ها را با یکی از سرشاخه ها که مورد اعتمادتان است مطرح کنید.
بی شک راه حل این مسئله این است که به حمایت رهبران بالاسری خود تکیه کنید. کسانی که سابقه موفقیت آمیزی در این تجارت داشته اند. این کار تیمی است که بازاریابی چند سطحی را عملی
می سازد . مسلما شما ترجیح می دهید با کسانی در این تجارت باشید که از کار با آنها لذت می برید زیرا بازاریابی چند سطحی برای همه عمر است . بنابراین اول با 25 نفر اول لیست خود شروع کنید. اگر به تردیدها مجال ایستادگی در برابر اقدام را بدهید شکست شما تضمین شده است .
اگر بتوانید شیوه ای توام با صداقت را برگزینید احتمال موفقیت شما زیاد است.
این را از ما بپذیرید : " باور به همراه موفقیت ، می آید . "
دلیل دوم : کمبود اعتماد به نفس!
بسیاری از افراد به خاطر تصور ضعیفی که از خود دارند از لیست گرم دوری می کنند . بعضی افراد فکر می کنند که دوستان و اقوام، احترام چندانی برایشان قائل نیستند. در واقع بعضی فکر می کنند اگر موضوع را با دوستان در میان بگذارند ، که می خواهند تجارت بزرگی داشته باشند ، مورد تمسخر قرار می گیرند.
دوستان! بزرگترین چالشی که بعد از این تجارت خواهید داشت، نارضایتی افرادی است که این موقعیت را قبلا در اختیار آنها قرار نداده اید.
ممکن است دوستانی داشته باشید که پزشک یا وکیل باشند و شما از صحبت با آنها هراس داشته باشید اما زمانی که بفهمند شما تجارتی دارید که ماهی 30000 دلار درآمد برایتان دارد و آنها مجبورند که هفته ای 60 ساعت به اداره بروند ، دیگر دوستان شما نخواهند بود. چرا از شما ناراحت می شوند؟ به خاطر اینکه برای شما با اهمیت نبوده اند که آنها را در جریان کار قرار دهید ، پس حتما" کار را به آنها معرفی کنید . و اگر در وارد شدن به تجارت با شما مقاومت نشان دادند بی رودربایستی اعلام کنید که آنها در انتخاب آزادند که وارد این تجارت بشوند یا نه و اینکه قصد شما این بوده که کاملا مطمئن شوید راغب به انجام این کار بوده اند یا نه تا بعدها از این که فورا" آنها را در جریان نگذاشته اید از شما ناراضی نباشد ...