اول باید با یکدیگر کار کرد، بعد با یکدیگر برنده شد!

چالشهای بزرگ کار تیمی بزرگ می طلبد، و ضروری ترین صفتی که تیم را در کارهای دشوار موفق می سازد همکاری تؤام با همدلی است. توجه کنید که نگفتم همکاری، زیرا همکاری تؤام با همدلی بسی فراتر از همکاری است. همکاری یعنی اینکه با توافق با یکدیگر کار کنیم. همکاری تؤام با همدلی یعنی اینکه با دل و جان با یکدیگر کار کنیم. اعضای تیم های همدل عالمی دیگر دارند. هر یک از آنها با جانمایه ای به تیم می پیوندند که مناسبات را تحکیم می بخشد و بر نیروی آن می افزاید. حاصل جمع کار تیم همدل از حاصل جمع کار تک تک آن بیشتر است. چهار تحول باید رخ دهد تا همکاری اعضای تیم همدلانه شود:

1.         تحولی در برداشت وبینش:

"به اعضای تیم به چشم همکارانی همدل بنگرید نه به چشم رقیب"

از آنجا که هر کسی هدف دارد، آرزو دارد، و رؤیایی در سر می پروراند، می خواهد که توفیق یابد. اما اعضای همدل تیم یا تیم همدل به جای رقابت مکمل یکدیگر می شوند.

آنها که خود را اندام های یک پیکر می دانند و هیچ گاه نمی گذارند که کار رقابت به جایی بکشد که تیم را فلج سازد.

2.         نگرش:

"به اعضای تیم بدگمان نباشید، پشتیبانشان باشید"

این نگرش به ما بستگی دارد، به این معنا که دیگران را با حسن نیت بدانیم مگر اینکه عکس آن ثابت شود. اگر به مردم اعتماد کنید رفتارتان با آنها بهتر می شود و اگر رفتارتان بهتر شود، پایه همکاری صمیمانه و تؤام با همدلی گذاشته می شود.

3.         کانون توجه:

"به جای خود تیم را در کانون توجه قرار دهید"

کاوت رابرتز می نویسد: "پیشرفت حقیقی در هر زمینه ای با همدستی و همیاری حاصل می شود نه با یک دست." اگر اعضای تیم را هم به حساب آورید، می توانید به گاه ضرورت به جای اینکه به تنهایی توپ را به دروازه برسانید، پیش پای یکی از اعضای تیم خود پاس کنید.

4.         به نتیجه بیندیشید:

"با اتفاق پیروز شوید"

با همکاری، همدلی و اتفاق، کارهای بزرگ می توان کرد. اگر خود را دست تنها بگذارید، بسیاری از کارها ناتمام می ماند و بسیاری از فرصتها از دست می رود. همکاری تؤام با همدلی، چند را چندان می کند زیرا مهارت شما با مهارت دیگران جمع می شود.

آیا با دل و جان همکاری می کنید؟ ممکن است که اخلالی در کار تیم ایجاد نکنید اما این به آن معنا نیست که به نفع تیم کار می کنید. آیا برای اعضای تیم خود همکاری به ارمغان می آورید و بر حاصل کار آنها می افزائید؟ آیا کاری می کنید که بر تلاش و کوشش دیگران افزوده شود؟

          به این فکر باشید که همه برنده شوند.

معمولا وقتی با جان و دل با دیگران همکاری می کنید خودتان برنده می شوید، دیگران برنده می شوند، تیم هم برنده می شود. سراغ کسی بروید که در تیم شماست و پیش از این او را رقیب خوبش می دانسته اید. حال راه حلهایی بیابید که اطلاعات خود را مبادله کنید و با یکدیگر طوری کار کنید نفع آن هم به شما برسد و هم به تیم.

          مکمل دیگران باشید.

راهی دیگر برای همکاری مؤثر پیوستن به کسی است که او ضعف های شما را نداشته باشد و شما ضعف های او را. کسانی را بیابید که از لحاظ دانش و تبحر مکمل شما باشند و با هم کار کنید.

           مصلحت تیم را از مصلحت خود فراتر ببینید.

عادت کنید که مصلحت تیم بیندیشید. برای مثال، این بار که در جلسه ای شرکت می کنید که برای حل مسأله ای تشکیل شده است و هر کس راه حلی پیشنهاد می کند، به جای افاضه کلام، از خود بپرسید که اگر در جلسه حضور نداشتید چه نتیجه ای بدست می آمد. اگر در جریان گفتگو، بدون حضور شما، بهتر پیش می رفت، میدان را برای دیگران باز کنید.

گزیده هایی از کتاب ۱۷ اصل کار تیمی نوشته جان ماکسول