در انتظار معجزات باشيد


يك ارتباط فراموش شده. دعوتي براي دوستي با خود.
مِري كِي وِين‌هَگِن Mary K Weinhagen
648 كلمه
 
يك رابطه‌ي مهم هست كه شايد فراموشش كرده باشيد.

اگر در گذشته واژه‌ي «روابط» را در مقاله‌ي مجله‌اي مي‌خوانديد به‌وضوح هويدا بود كه يك مجله‌ي مربوط به زنان را در دست داريد. نتيجه‌ي نهايي زن بودن اين بود كه خانمي با دوست خود گپي بزند... به اميد بهبود يا گيراتر نمودن «روابط» خود.
ولي امروزه اينگونه نيست. امروزه به‌نظر مي‌رسد كه «روابط»، لغت باب روز در عرصه‌هاي مختلف از جمله كسب و كار، مخصوصاً بازاريابي شبكه‌اي است.
 
 
به هر شكل هنوز هم درمورد روابط، جا براي گفتگوي بهتر و بيشتر وجود دارد. براي درك آن، اگر واژه‌ي روابط (relationships)‌ را در موتورهاي جستجو در اينترنت (مانند google) وارد كنيد، در نتايج به‌دست آمده، مواردي بيش از سايتهاي قرار و آشنايي افراد با هم (دوست‌يابي) مي‌بينيد. اين يعني يك گام به جلو!
 
باعث دلگرمي است كه مردم، زنان و مردان، كم‌كم متوجه مي‌شوند كه ارزشهايي در كشفِ اشكال و ساختار روابط ما وجود دارد...
 
بحث ابزارها، تكنيكها و فرمولهاي خلق و بهبود روابط را به بعد موكول مي‌كنم. فعلاً فقط از شما مي‌خواهم كه به چند سوال بعد خوب فكر كنيد.
 
بين شما و خودتان چه مي‌گذرد؟
 
آيا براي دوستي با خودتان وقت گذاشته‌ايد؟
 
مدتي وقت صرف كنيد و تعريف خود را از يك دوست، عاشق، شريك كاري، همكار، همسايه، فرزند، همسرِ «عالي» پيدا كنيد. خودتان تا چه حد به اين تعريف نزديك هستيد؟
 
نمي‌پرسم كه براي ديگران تا چه حد به اين تعريف نزديك هستيد... مي‌پرسم كه آيا طبق تعريفي كه در بالا پيدا كرديد با خودتان ارتباط داريد؟
شايد احمقانه به‌نظر برسد ولي به‌دليل اهميت فراواني كه در آن هست، به هر حال آنرا توصيه مي‌كنم... بيشتر به روابط صميمي و گرم با خود بينديشيد. فقط به حرف زدن با خود، تربيت خود، به چالش كشيدن خود، تقويت خود، سرگرم كردن خود، احترام به خود و غيره توجه نكنيد. با خودتان عهد ببنديد و واقعاً مدتي را آنطور كه با بهترين دوستتان، با شريك كاري مورد اعتمادتان، با فرزند خوبتان، با محبوبتان، با همسايه‌ي ارجمندتان، با همسر محبوبتان، با معلم محترمتان و غيره مي‌گذرانيد با خودتان بگذرانيد.
 
چرا از خودتان نخواهيد به بيرون برويد؟ چرا خودتان را با يادداشتهايي، غافلگير و خوشحال نكنيد؟ چرا با صبوري به خودتان چيز نياموزيد؟ چرا براي خودتان گل نفرستيد؟ چرا براي خودتان كاري را تعيين نكنيد؟ چرا خودتان را در آغوش نگيريد؟... شايد خود را تحت تأثير واكنشهاي شرطي به زندگي و روابط ببينيد و اين باعث شود كه خود را از دست چنين واكنشهايي نجات دهيد.
تصور كنيد اصول زير صحت دارند:
 
وقت صرف كردن براي شناخت و درك خود -به جرأت بگويم عاشق خود شدن- باعث مي‌شود كه مسئوليت كارهاي خود را به عهده بگيريد و بيش از پيش پذيراي ديگران باشيد.
 
اگر بياموزيد كه آنچه مي‌خواهيد و نياز داريد را با مهرباني به خود بدهيد درنتيجه محتاج ديگران نخواهيد شد.
 
شما مي‌توانيد هماني باشيد كه به‌دنبالش مي‌گرديد... وقتي بتوانيد خودتان را اينگونه دوست داشته باشيد، ديگران را نيز چنين دوست خواهيد داشت. و ديگران نيز در مقابل با شما چنين خواهند بود.
 
حال از اين اصول به‌عنوان سرآغازي بر روابط فعلي و آتي خود استفاده كنيد.
 
آيا به‌دنبال كسي هستيد كه زندگي شخصي يا كاري شما را متحول كند؟
 
توصيه‌ي من اين است: با خودتان دوست باشيد!